محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
249
خلاصة الحكمة ( فارسى )
است كه بطن ايمنِ آن متوجّه جذب خون صافى است از كبد براى توليد روح و تغذيهء قلب . [ اقوالِ ديگر ] : بدان كه بعضى گفتهاند كه در سطح داخلى طبقهء داخلى شريان ، غشائى رقيق شبيه به نسج عنكبوت چسبيده . و بعضى گفتهاند بر سطح خارجى طبقهء خارجى ، غشائى مجلّل است . و حجم شريان بسيار زياده از حجم وريد است ؛ به حدّى كه گفتهاند : پُرى جرم شريان نسبت به جرم وريد ، زياده چندان است كه طبقهء خارجى ، ششاند و طبقهء باطنى ، پنجاند . و بعضى گفتهاند در اندرون شريان زوايدى چند است به منزلهء دندانها . [ تشريحِ تقسيم شرائين در اعضاء ] : و چون معرفت تشريح شرائين و تقسيم آن به اعضاء ضرورى بود ، لهذا بالإجمال ذكر مىيابد . مخفى نماند شرائينى كه از قلب روييده است بر چند قسماند قسم اوّل شريان وريدى است كه از تجويف ايسر قلب روئيده است - و آن ، دو شريان است - . [ شريانِ بزرگِ ريوى ] : يكى از آنها به ريه آمده است و انقسام در مقدّمِ آن يافته براى استنشاقِ نسيم بارد و رسانيدنِ خون جهت تغذيهء آن از قلب ؛ براى آن كه ممرّ و طريق غذاى ريه ، قلب است و از قلب مىرسد غذا به ريه ؛ بنا بر مشهور - به نحو مذكور ؛ به طريق ترشّح از مسامّ شريان - . [ شريانِ بزرگ اورطى ] : امّا شريان قسم ثانى - كه بزرگتر است - ، « ابهر » نامند و ارسطاطاليس ، « اورطى » ناميده و آن ، رگى است كه سلوك مىنمايد در آن روح از قلب به ساير بدن و منشعب مىگردد از آن جميع شرائين ديگر . و آن دو رگاند كه « أبهران » « 1 » نامند و به فارسى ، « شاه رگ » و « رگِ گردن » و « رگِ جان » نامند ؛ كه چون آن هر دو را بفشارند - چه جاى بريدن ! - نفس منقطع مىگردد و هلاك مىشود صاحب آن . و « مخنوق » - كه به فارسى « خفه كرده شده » نامند - عبارت از فشار آن
--> ( 1 ) . الف و ب : بهران .